
متن مداحی
ای جانِ جهان، جهانِ جان ادرکنی قَیّومِ زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دَمِ مسیحا الغوث یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب الزمان... ***** کربلا از محضر زینب تکامل یافته از نسیمِ چادر زینب بوی گل یافته این بیابان میزبانِ، دسته دسته گُل شده آنقدر با کاروانِ گُل نشسته، گُل شده کربلا دشت بلا، فرمانروایش زینب است کشتىاش خونِ خدا و ناخدایش زینب است رتبهاى دارد که دشمن اعترافش میکند رو به قبله میشود، کعبه طوافش میکند اینکه در مَحمل نشسته، فاطمه یا زینب است عالىِ اعلى على، یا اینکه عُلیا زینب است مَحملش را همچنان بیتُ الحرام آوردهاند عمه سادات را با احترام آوردهاند عصمتش را بین، کسى عصمت ندیده این چنین عزتش را بین، کسى عزت ندیده این همه او اگر اخمى کند، تا حشر طوفان میشود لشگر کوفه ز جنگیدن پشیمان میشود ای سپاه کفر، گر گویم تو هیچى، بهتر است به پر و پاى چنین شیرى نپیچى، بهتر است از کنار مَحملش اصحاب یک یک میروند بهرِ عرضِ دست بوسىاش ملائک میروند اى عزیزِ عالمِ امکان، عزیز سرمدى زینبا اهلاً و سهلاً مرحبا، خوش آمدى تو بزرگِ کربلا هستى ولى پایین نیا در همان محمل بمان، جان على پایین نیا جاى تو در دشت نیست، اینجا اذیّت میشوی کربلا گرم است، در گرما اذیت میشوی از سرشوق آمدى، یک روز با سر میروی با برادر آمدى و بىبرادر میروی آخرش یک روز آواره از اینجا میروی آه با پیراهن پاره از اینجا میروی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.