
متن مداحی
از معرفت تهی ام و از مصلحت پرم تا زیر و رو شوم ز قدوم شما، بیا یادش بخیر، صحن رضا زار می زدم آقا نشسته ام دم ایوان طلا، بیا ایوان طلا اگر که نشد تا ببینمت وقت سحر، زیارت پایینِ پا، بیا ای خاک برسرم، که نشد خاک پای تو یک شب خرابه ی دل من هم، بیا من را که کشت، وا ابتاهای عمه ات یک سر به خاکِ کُشته ی کرب و بلا، بیا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.