
متن مداحی
جنجال بود و لب تشنه ای در گوشهی گودال بود و گودال بود و از نیزه و شمشیر مالامال بود و میرفت بالا تیری دست نفرت دجّال بود و دجّال بود و در زیر پایش پیکری پامال بود و از میهمانش با سنگزنها گرم استقبال بود و ای وای ای وای ذکر لبان مادری بدحال بود و بنیّ بنیّ بنیّ بنیّ فرقة بالسّیوف فرقة بالرّماء فرقة بالخَشب ***** او میدوید و من میدویدم او سوی مقتل، من سوی قاتل او مینشست و من مینشستم او روی سینه، من در مقابل او میبرید و من میبریدم او از حسین سر، من از حسین دل
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.