
متن مداحی
از نخلستون تا سر سجاده غصهی بچه یتیمو خوردم بار مردمو رو شونم بردم توی شلوغیای شهر کوفه یه لحظه دل به دنیا نسپردم برام بسه از دنیا یه قرص نون یه پیرهن نمیره از یادم که تو کوچه زهرامو زدن یا دَهرُ اُفٌّ لَکَ مِن خَلیل زدن زهرامو بیدلیل حَسبُنَا اللهُ نِعمَ الوکیل زدن زهرامو بیدلیل از خیمه تا دل قربانگاه یکی یکی بچههامو میبردن تیر از غربت علی میخوردن دنیاپرستا بچههامو کشتن یه لحظه دل به دنیا نسپردم برام بسه از دنیا همین یه کهنه پیرهن میبینم از رو نیزهها که خواهرم رو میزنن دَهرُ اُفٌّ لَکَ مِن خَلیل زدن زینبو بیدلیل آتیش بسته به چادرش دَخیل زدن زینبو بیدلیل یک نفر در میان گودال و صدنفر میزدن زینب را هرچه او بیشتر نفس میزد بیشتر میزدن زینب را کوفیا بدن بابا بابا بابا عمه رو زدن بابا بابا بابا وای عمه جانم...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.