
متن مداحی
از گل، گلاب سرخ میباره روی زمینی که پر از خاره از خیمهها راهی شده خواهر میاد که گلبرگارو برداره به نیزه، تکیه داده؛ بیجونه این بدنه یا بید مجنونه؟! به خیمهها از بین نامردا کی خواهرش رو بر میگردونه از یه سپاه، ردّ پا مونده هی میرسن دستای جامونده غنیمته برای این لشکر مویی که تووی پنجهها مونده تا عطر یاس مادرش پیچید چادر به پای خواهرش پیچید تیغ توو دست قاتلو کند کرد زلفی که دور خنجرش پیچید توو ازدحام، دیدنش سخته زیر گلو، بریدنش سخته تا بیحیا نشست روو سینهش دیگه نفسکشیدنش سخته
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.