
متن مداحی
بارها پای مرا بیرون کشید از گِل حسین در دل دریای طوفان دیده شد ساحل، حسین هرچه در خانه گشتم هیچ کس جز تو نبود مالک هر قلب و صاحبخانهی هر دل، حسین از مسیر اشتباه خویش خارج میشود هر کسی در مجلس تو میشود داخل حسین یا حرم یا روضهی تو، غیر از این راهی نداشت هرکسی میخواست باشد عارف و واصل، حسین من نماز و روزه را از روضهها آموختم دین من در مجلس فیض تو شد کامل حسین حسین جان، کربلا کربلا کربلا... دستم از هر خیر خالی مانْد در دنیا ولی هاتفی میگفت: کلُّ الخیر فی بابُ الحسین هر زمان آمد بسوزاند مرا بار گناه قطرهای از اشکهای روضه شد حائل حسین کاش من هم از شهیدان رکابت میشدم گرچه میدانم که اصلا نیستم قابل حسین در قنوتم باز هم با گریه میخوانم تو را یا الهَ العالمین إغفر ذنوبی بِالحسین حسین جان، کربلا کربلا کربلا... تا مسیرم به درِ خانهات افتاد حسین خانهآباد شدم خانهات آباد حسین جسم تو بر خاک، تن در دشت، سر بر نیزهها جمعِ این اقسام با هم میشود حاصل ساربان انگشترت بُرده و خولی سرت دست خالی رد نشد از نزد تو سائل تا بسوزاند دل اهل حرم بارها زیر و رو کرده است با نیزه تو را قاتل، حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.