
متن مداحی
اسیر درد شدیم و دوا نیامد باز گذشت ماه خدا ماه ما نیامد باز شبیه هر رمضانی که بی تو آمد و رفت نفس به سینهی ما ماند و جا نیامد باز چقدر هر سحر از درد دوریش یک ماه صدا زدیم که آقا بیا، نیامد باز دوباره من نشدم آنچه را که او میخواست دوباره کرد برایم دعا نیامد باز اگرچه بد شده بودم ولی مرا بخشید اگرچه شد دلش از من رضا نیامد باز دوباره روضه بخوان، روضه خوان! که گریه کنیم که صاحب همهی روضهها نیامد باز پس از گذشتن یک ماه گریه در دستم مگو که تذکرهی کربلا نیامد باز
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.