
متن مداحی
اشک توام افتاده به پاتم باز ممنون زنهای دهاتم نمردم از داغ بدن مبهمت حلالم کن نمردم ار داغ گلوی درهمت حلالم کن اوضاعم درهم من ادامهی رگاتم پاشیده دست یزید شراب تو خاطراتم امروز میگم به اجل فرشتهی نجاتم بغضی سنگین خواهر داره تابوتم رو کی برداره؟ بی تو خیلی دلگیرم من کم کم دارم میمیرم من (حسین جانم۴)۴ آب خوشی بی تو که نخوردم لب تشنه بودم روزی که مُردم برات بگم یا نه؟ هرجا بری میام به دنبالت برات بگم یا نه؟ من جون میدم به سمت گودالت زیر پا موندهی من غریب و خسته حالی شناختم جسم تو رو با زخمای هلالی تشیع کردم تو رو تو مراسم خیالی جدا جدا جدا بودی به چشم من زیبا بودی بی سر بی تاج شاهم بودی روی نیزه ماهم بودی (حسین جانم۴) [ای احترام واجب زینب دم غروب عریان شدی جسم تو بی احترام شد] دروازه که شهره است به فروغش مُردیم توی بازار شلوغش بهت بگم یا نه؟ زدن ما رو با سنگ و چوب اونجا بهت بگم یا نه؟ ما جون دادیم تو اون غروب اونجا دنبال نیزهی تو چقدر کشیدم آزار پرده نشین تو رو کشوندنش تو انظار گوشوارهها رو دیدم تو غرفههای بازار تو غرق خون من بی خونه دق کرد طفلت تو ویرونه تو بازار یهودی بود سر تا به پاش کبودی بود حسین جانم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.