
متن مداحی
اصلا بذار وقت بگذره این روضهها سخت بگذره اصلا بذار دیر شه روضه نفسگیر شه تو روضهی گودال نوکر تو پیر شه مگه از گودال درت آوردن که من از گودال دربیام آقا؟ دوست دارم وقتی کربلا هستم دورِ مقتل بیشتر بیام آقا شمر اگه بره سنان نمیگذره تو قتلگاه تو زمان نمیگذره حتی ازت دَم اذان نمیگذره تو قتلگاه تو زمان نمیگذره غروب شد خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد اذان شد نمازش رو بست راه حلقت ولی وا نشد یکی ته گودال لباستو پرت کرد شلوغیِ خیمه حواستو پرت کرد عذاب کردنت، منعِ آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت به خون گلو خضاب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت جوری گریه میکنم اشک شمرو در میارم پاشه جوری گریه میکنم که پیرهن کهنهی تو پیدا شه جوری کریه میکنم من که نمردم سرت دعوا شه سرو برد خنجرو برد چشم و دلش سیر نشد از حرم معجرو برد چشم و دلش سیر نشد چشم و دلش سیر نشد هدیهی مادرو برد چشم و دلش سیر نشد دوباره اومد پیاده رفت از گودال سواره اومد ای اَمون این ساربون با دست خالی نرفت از دل دریای خون با دست خالی نرفت آخرش این شمر دون بد زدش لگد زدش
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.