
متن مداحی
اعلی رقیه است، معلّی رقیه است صلّی رقیه است، مصلّی رقیه است اَسماء رقیه است، مُسَّما رقیه است اِنّا رقیه است، فَتَحنا رقیه است و تا رقیه است، معمّا رقیه است آیا حدیث عاشق دلخون شنیدهای آیات سوره قلم و نون شنیدهای زخم از ستاره بر تنش افزون شنیدهای یا قصّههای لیلی و مجنون شنیدهای مجنون حسین و لیلیِ لیلا رقیه است آن بیقرینهای که به زهرا قرینه است بر درد و رنج و غصّه نخستین گزینه است خورشید گرم اول صبح مدینه است مدحش همین که خواهر بیبی سکینه است او غرق ذات، غرق سجایا رقیه است اکبر صفت سه خوشهی انگور خورده است خورشیدزاده لقمهای از نور خورده است حس میکنم تنش به تن حور خورده است یعنی چه کار گره کور خورده است وقتی گرهگشای گرهها رقیه است پشت سر اهالی هیئت دعای اوست حتی دمشق گوشهای از کربلای اوست هرجا که هست نام خدا ردّ پای اوست گفتند روی شانهی عباس جای اوست یعنی زعیم عرش معلّی رقیه است هر چند نام آینه کم در مقاتل است هر کس که از شما نسروده غافل است بعد از نماز روضهی تو در نوافل است تحت کِسای کربوبلا پنج کامل است وقتی شروع صلّی علی با رقیه است باید تو را به حد مقدّر بزرگ داشت درهر بزرگداشت مکرّر بزرگ داشت با اقتدا به سورهی کوثر بزرگ داشت از بس رُخَت تداعی مادربزرگ داشت باید که گفت ماه دلآرا رقیه است خاتون محشر است و سراپاش محشر است پیراهنش به سیب بهشتی مُعطّر است دختر چه دختری که زِ هر دختری سر است بیبی چه وجه تسمیهای حیرتآور است باب الحوائج همهی ما رقیه است شیرینزبان، گره سر اَبرو نمیزند گیسو پریشان، شانه به گیسو نمیزند چشم کبود، هیچ به آهو نمیزند با فاطمه به جان خودم مو نمیزند اِنسیه با وِجاهت حورا رقیه است یک شب برای پَر زدنش پَر کشیده شد این ماجرا به قسمت آخر کشیده شد ته ماندهی پیالهی سر، سر کشیده شد پای پدر به خانهی دختر کشیده شد معلوم شد که هستیِ بابا رقیه است وقتی که خوبِ خوب زمینگیرِ عشق شد پرواز کردنش همه تفسیرِ عشق شد از خواب خوش پریده و تعبیرِ عشق شد آری سه ساله بود ولی پیرِ عشق شد یعنی که از قبیلهی لیلا رقیه است سر یک طرف فِتاد و تنِ لاله یک طرف افتاد سالِک رَه صدساله یک طرف غم یک طرف شرارهی هر ناله یک طرف آن شب سوال زن غسّاله یک طرف این استخوان و پوست خدایا رقیه است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.