
متن مداحی
افتادی بین صحرای کربلا مظلوم من، مظلوم من افتادی لب تشنه زیر دست و پا مظلوم من مظلوم من افتادی غرق خون زیر دشنهها مظلوم من، مظلوم من افتادی بین جنجال قتلگاه مظلوم من، مظلوم من گرفته خنجرو به روی حنجرت حسین داره میلرزه دست و پای خواهرت حسین بگو چیکار کنم تا که تو رو رها کنه هلهله میکشن یه عده رو سرت حسین (غریب مادرم)5 چیزی نموند دیگه از بدنت حسین جلو چشای من بد زدنت حسین مونده زیر دست و پا پیکرت مظلوم من، مظلوم من ریختن لشگر واسه غارت رو سرت مظلوم من، مظلوم من، مظلوم من روی سینت جای پای قاتله مظلوم من، مظلوم من، مظلوم من دعوا شد بین خولی و حرمله مظلوم من، مظلوم من، مظلوم من غریبونه مادرمونو میزدی صدا ولی یه ذره نانجیب نکرد بهت اعتنا اون دم آخری بهت نداد یه جرعه آب دوازده ضربه زد سرت جدا شد از قفا میون قتلگاه بریدم و برید تنت رو نانجیب به خاک و خون کشید (غریب مادرم)3 چیزی نموند دیگه از بدنت حسین جلو چشای من (بد زدنت حسین)2 با نگاهش حرفها میزد حسین پیش زینب دست و پا میزد حسین موقع ظهر خداحافظی از من کردی وقت مغرب نشده رمل بیابان شدهای (حتی ملائکه ز غمت خونجگر شدن)2 بعد از حسین، اهل حرم در به در شدن (یارالی حسین)3 ای غیرت خدا، تو ببین این حرامیان بر خیمهگاه آل عبا حملهور شدن مادرش آمده گودال مچرخان بدنش استخوانهای گلویش ز قفا ریخت بهم تو را از ابتدا از حال بردند سپس با نیزه در گودال بردند در آن لحظه که سر از تن جدا شد ز پای دخترت خلخال بردند وای، وای، وای حسین، وای، وای این وسط چندتا حرامزاده بدنی ریز ریز میکردند با لباسی که از تنش بردند تیغشان را تمیز میکردند (حسین جان)2 تو بیکسم شدی و منم بیکست شدم از تل تو را ندیدم و دلواپست شدم حسین با دیدن تو چنگ به مویم زدم حسین بالاسر تو کاش نمیآمدم حسین پنجاه سال خواهریم را چه میکنی؟ احساس مادریم را چه میکنی؟ وقتی که پیکر تو زمینگیر نیزههاست زینب تمام زندگیش زیر نیزههاست (خواهر بمیرد آه دِگر دست و پا نزن)2 تنگست جات مادرمان را صدا نزن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.