
متن مداحی
افرینش باغ توحید و بهارش فاطمست دین و قران تا قیامت اعتبارش فاطمست مصطفی فخر نبوت افتخارش فاطمست مرتض دست خدا و دستیارش فاطمست دستیارش نه همه دار و ندارش فاطمست ای خوشا ان کس که روز حشر یارش فاطمست در ثنای او همان اقرار عجز ما بس است گفتن اوصاف این مادر نه کار هر کس است فاطمه یعنی دلیل خلقت هست افرین فاطمه یعنی بهشت رحمه للعالمین فاطمه یعنی حجاب و عصمت و تقوا و دین فاطمه یعنی چراغ اسمان ها در زمین فاطمه یعنی ید اللهی دگر در استین فاطمه یعنی علی یعنی همان حبل المتین فاطمه یعنی جمال بی مثال کبریا فاطمه یعنی کتاب و الله کل انبیا کیست زهرا یک بهارستان به گلزار وجود کیست زهرا کعبه جان قبله اهل سجود کیست زهرا راز دار عالم غیب و شهود کیست زهرا برترین محبوبه حی ودود کیست زهرا باب رحمت دست احسان بهر جود کیست زهرا خیمه سبز ولایت را عمود کیست زهرا افتابی کبریایی طلعت است کیست زهرا چارده معصوم در یک صورت است فاطمه در فلک هستی نا خدایی می کند فاطمه در روز محشر کبریایی می کند فاطمه از شیر حق مشکل گشایی می کند فاطمه در چشم حیدر هم نمایی می کند فاطمه در بندگی کار خدایی می کند فاطمه بر شیعیان لطف نهایی می کند فاطمه یعنی چراغ محفل افلاکیان فاطمه یعنی ز رافت هم نشین با خاکیان ای بهشت قرب پیغمبر جمالت فاطمه ای تمام انبیا مات جلالت فاطمه ای امیر المومننی محو کمالت فاطمه ای ملائک بنده صف نعالت فاطمه ای تمام وحی در موج خیالت فاطمه ای همه مرهون فیض بی زوالت فاطمه طاهره انسیه حورایی نمی دانم که ای فاطمه صدیقه زهرایی نمی دانم که ای من نمی گویم غلام دختر پیغمبرم من نمی گویم که بنشانید کنار قنبرم من نمی گویم بلالت پا گذارد بر سرم من نمی گویم ثنایت گشته بر لب گوهرم من نمی گویم بسوزان تا کنی خاکسترم لیک می گویم قبولم کن گدای این درم رو سیاهم زشت کردارم گنه کارم بدم تو به کوی خویش راهم داده ای تا امدم گرچه معدودم به جان زینبت منما ردم نامه ام پر از گناه است و تهی باشد یدم عالمی را سیر کردم اخر این در را زدم گر روم جای دگر از پشت این در مرتدم میثمم یعنی گدای خانه خشت و گلم غرق دریای گنه چشمم به سوی ساحلم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.