
متن مداحی
السلام، محضر آن بانوی والا مقام سایهی لطفش، به سرم مستدام دست من و دامنش، جان من و لحن پدر گفتنش دست توسل زدهاند ارض و سما بر نخ پیراهنش میرسد از دست کریمش مدام آه او سینهی بی تاب من ماه او، دیدهی بی خواب من دل خوشیه شاه او نوکر ریحانهی ارباب من رونق بازار کرامات و کمالات و عنایات غمش پر دوا از سر هر نیزه خبر را گرفت ناله زد از خندهی یک شهر اثر را گرفت رفت و از آن قوم، دلیرانه پدر را گرفت سوخت و نامش نسخوت، سوخت برایش دل آتش نسوخت دختر خون خدا، معجر اگر سوخت حجابش نسوخت جن و ملک، پشت در خانهی احسان او عالم و آدم همه از خیل فقیران او نان نخورد ،آن که بود بر سر هر سفرهی ما نان او شاه به دامان او، عمه هراسان او هم دل اهل حرم، هم زن غساله پریشان او آه چه زیبا شده، لحظهی بوسیدن بابا شده روضه مهیا شده، کنج خرابه شب یلدا شده عمه بیا، گمشده پیدا شده سلام ای دلبر ارباب، پناه نوکر ارباب همه عالم فدای دختر ارباب سلام ای دختر گریه سلام ای مادر گریه من و پای ضریحت میبره گریه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.