
متن مداحی
العطشا بکربلا تشنه لبی آه کشید فاطمه را خبر کنید روضه به گودال رسید خونی شده چرا یال مرکبت صبرا علی بلائک روی لبت گودال و خنجر و شمر و زینبت صبرا علی بلائک روی لبت وای از تنور خولی و امشبت صبرا علی بلائک روی لبت مادرتو غصه روز دهم میکُشه خواهرتو ضربه دوازدهم میکُشه چجوری پیدات کنم با دست بسته حسین من وسط این همه نیزه شکسته حسین نه پیرهنی برات مونده نه زره روی لبای تو هل من ناصرِ پایین مقتلت زهرا زائرِ روی لبای تو هل من ناصرِ بی تو عقیله باید تنها بده روی لبای تو هل من ناصرِ اسیری و بی کسی قافله و ازدحام خیلی به ما سخت گذشت میون بازار شام ببین که شد بیشتر از کرب و بلا خون دلم تو کوچهها رقصیدن دور و بر محملم بعد از تو خورده سنگ دشمن به من من گریه میکنم میخندن به من راهو تو کوچه ها میبندن به من من گریه میکنم میخندن به من خیلی بی احترامی کردن به من من گریه میکنم میخندن به من
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.