
متن مداحی
الفِ تابِ دلم رفته که تبدار شدم عاقبت سوختم و یاورِ غمخوار شدم بعدِ تو همسفرِ شمرِ ستمکار شدم غیرتُالله ببین! راهیِ بازار شدم صورتم محوِ تماشای حرامیها شد عصمتم مسخرهی کوفه و شامیها شد وای حسین، وای حسین... **** مَعجرم سوخت سَرم سوخت حَرَم سوخت حسین! تو نبودی به خدا بال و پَرم سوخت حسین بینِ غوغا نفَسِ نوحهگرم سوخت حسین آتش و موی رقیه جگرم سوخت حسین من و یک شهر پُر از مست کجایی عباس؟ ساربان مست مرا بست کجایی عباس؟ سرِ دروازهی ساعات عجب غلغله بود دیدهی هیزِ عَدو محوِ من و قافله بود نوعروسِ حَرمت در وسطِ هلهله بود به دلِ اهل و عیالت به خدا واهمه بود سفرهی کذب و ریا دوز و کلک انداختند چاپلوسان به سکینه متلک انداختند غارتِ چادرِ یک زن مگر انصاف بُوَد؟! گیسوی طفل کشیدن مگر انصاف بُوَد؟! نا به حق طعنه شنیدن مگر انصاف بُوَد؟! به روی خار دویدن مگر انصاف بُوَد؟! جمعِ نامحرمِ نامرد اسیرم کردند یک شبه شمر و سنان ببین چه پیرم کردند وای حسین، وای حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.