
متن مداحی
الف قامتم ز داغت شد دال که شدم پیر از غمت صدها سال به سما بنگرم سرت بر نیزه به زمین بنگرم تنت در گودال تنت شد پامال 3 همه دیدند مرکبت خونین یال همه می گفتند در این وضع و حال ذوالجناحا از چه رنگت باختی جان زهرا را کجا انداختی وای 5 همه هستیِ خواهرت را بردند زر و خلخال دخترت را بردند نه فقط یک عدد همان پیراهن همه اعضای پیکرت را بردند کمی دیر آمدم سرت را بردند سر عباس و اکبرت را بردند به کجا انگشترت را بردند وای 5 سر تو روی نی شده مانند سر عباس مضطر و شرمنده شده قلبم ز داغ تو آکنده که داره شمر دستمو می بنده وای 5
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.