
متن مداحی
الهی و ربّی ببین بینوایم ثوابی ندارم سراپا خطایم من آنقدر توبه شکستم که دیگر به پیش تو رنگی ندارد حنایم به اَخم و سکوتت زِ من رو مگردان مرانم از این در بده ناسزایم (گر سلامم را نمیگویی علیک در جواب بنده دشنامی بگو) به پشت در خانهات مینشینم بگو تا که داخل بیایم نیایم وفایت همیشه به دادم رسیده ببخشم که عمری فقط بیوفایم نبین روسیاهم نبین پرگناهم محبّ قدیمیِ اهل کسایم چنان چاهِ کوفه دلم مرتضاییست ولای علی داده قدر و بهایم چه هجران سختی تمامی ندارد شب و روز دلتنگ کرببلایم قسم بر سحرهای ماه مبارک گرفتم من از خاکِ تربت شفایم حسین است گرمای اَشک روانم به داغ غمش سالها مُبتلایم لبم خشک شد غروبی برایش زِ بس گریه کردم گرفته صدایم چه داغِ بزرگی چه تصویرِ سختی به فکر تنِ مانده در بوریایم چه آهِ حزینی بُنَیَّ بُنَیَّ پریشان این آه خیرالنسایم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.