
متن مداحی
امان از بازار، امان از آزار زدن زنها رو، جلوى بازار حلقه زدن دور مُخّدرات هلهله کردن واسه دخترات نذاشتن نامرداى بى حیا حتى یه جاى سالمم برات معجرا رو بردن، زینب رو آزردن دختراتو تو شام وکوفه سیلى خوردن عبا را بردن، قبا را بردن به سمت کوفه زنها را بردن بعد از تو نامرداى بى حیا با مرکب ریختن توى خیمهها بردن زنهاى اهل خیمه تو با دست بسته تا شام بلا رأست از نى افتاد، زینب تو جون داد مادرت با گریه، میزد از دل فریاد پر از آشوبم، ببین محبوبم کنار گودال، به سر میکوبم پاره پاره کردن پیکرتو به غارت بردن انگشترتو کجایى که دارن حرومىها اسیرى میبرن خواهرتو بین این آبادى ، تشنه لب جون دادى دیدمت تو گودال، رو زمین افتادى ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.