
متن مداحی
امان از دنیا، بمیره بابا که ذبحت کردن، رو دستم اینها ندارم سامون، چشام شد گریون سرت رو دستم، شده آویزون جون میدى روى دستاى پدر حنجر تو پوشاند تیر سه پر حرمله داره میخنده به این چشمى که از غم تو شده مثل ابر غنچۀ بى سر من، اى على اصغر من حاجى کوچک من، اى ذبیح اکبر من ندارم چاره، شدم بیچاره منو کُشته این، گلوى پاره دلم رو کنده، لبت میخنده سر کوچیکت، به مویى بنده مادرت میشه از غصه هلاک تا میبینه گلوى تو رو چاک سخته واسم با دستاى خودم پیکرت رو بذارم زیر خاک آرزوهاى منو مادرت، رفت به فنا از خجالت تنتو، میبرم زیر عبا امان از مادر، که میشه مضطر رباب از غصه، میمیره آخر گلوى پاره، سر شیر خواره الهى غارت، نشه گهواره جون میده مادر تو به خدا تا سر تو نره به نیزهها واى از اون لحظهاى که میبینه پیکرت رو به زیر دست و پا بى قراره مادرت، لحظه لحظه پسرم واى اگر بیفتى از، روى نیزه پسرم ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.