
متن مداحی
امشبی را بیشتر با من بمان امشبی را پیش من قرآن بخوان راه رو امشب فراوان بینمت یوسف زهرا خرامان بینمت امشبی را یاد زهرا مادرم باش ای نور دو عین دور و برم باش تا بهتر تماشایت کنم شاید امشب جانم اهدایت کنم آتش غم بر دل سوزان مزن جان زینب حرفی از هجران مزن امشبی را تا سحر هق هق کنم تا که فردا را نبینم دق کنم صبح که غرق بلا حق می شود ترس یک عمرم محقق می شود وای از فردا و شور محشرت وای از رگهای پشت حنجرت شاد بودم من که هستی در برم صبر کردم پای داغ مادرم داغ آن مادر میان شعله ها داغ پهلویش میان کوچه ها بیش از اینها تو مکن جان بر لبم جای مادر بوده ام من زینبم گر اجازه از سویت صادر شود کی عدو بر قتل تو قادر شود سینه و پهلو سپر سازم تو را نیزه را خرج جگر سازم اخا فکر معجرهای طفلانت مباش فکر اطفال پریشانت مباش فکرخود باش ای عزیز مصطفی که شوی فردا ذبیحاً بالقفا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.