
متن مداحی
امشب به لبم ذکر حسن جان دارم در کنج دلم کلبه احزان دارم از روضه « لا یوم کیومِ » آقا تا آخر عمر آه سوزان دارم شاعر: محمد فردوسی با پسرم فرقی نداشتی چه داغی رو دلم گذاشتی میبرمت سینه به سینه اما پاهات روی زمینهنجمه نبینه همه میگن که قاسمم هزار ماشاالله قد کشیده اما کسی نمیدونه این قامت حسینه که دیگه خمیده گلاب شده گلم زیر پا بوی حسن گرفته صحرا خون میریزه از نعل اسبا کنده نمیشه جسمت از جا یتیم بابا نفس بکش زنده بمون راهی تا خیمهها نمونده باید بریم تا بدنت بیشتر از این زیر سم اسبا نمونده ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.