
متن مداحی
امشب رسیده، وقت رسیدن دل بیقرارم که میاد دلبر من!(۲) وقتی که مهمونم اومد امشب کنارم عمه برام چادر بیار معجر ندارم(۲) خدا کنه وقتی که بابا میاد کنارم میشینه چشای زیباشو ببندِ صورت من رو نبینه(۲) خدایا برا رقیه دیگه به تن جونی نمونده(۲) خیال روی بابامِ که من و، تا اینجا کشونده بابا حسین!... مرغ دل من، آروم نداره(۲) شاید ستاره، خبر از تو بیاره عمه چقدر این آسمون تاریکِ امشب! هنگامهی پرواز من چقدر نزدیکِ امشب! چه جوری بابامو ببینم وقتی چشام وا نمیشه(۲) چطور تو آغوشش بگیره دستایی که تا نمیشه(۲) دوباره سپیده دوری، موهای من نشسته چه جوری سر بابامو بگیرم با دست شکسته؟! بابا حسین!... خون میچکد از، این چشم و ابرو(۲) رو صورت من، جای دستهای عدو تصویر رویایی این، پیر سه ساله فردا برای کاروان، مثل خیالِ(۲) میسوزه زخمهای روی این پای پر از التهابم(۲) تا وقتی که با غل و زنجیر تو قبرم میخوابم(۲) تموم نفسهای من، که بدون بابا حرومِه(۲) نمُردم، ولی میبینم، آغوش بازش روبرومِه بابا حسین!....
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.