
متن مداحی
امشب مدینه خواب راحت کرد مادر اما تو را خیلی اذیت کرد مادر همسایههایت را دعا کردی، این شهر هر شب فقط پشت تو غیبت کردند مادر چشم و سر و پهلویم امشب درد دارد درد تو بر ما هم سرایت کرد مادر از بس برایم روضه خواندی از حسینم چشمم به این خون گریه عادت کرد مادر میآید آن روزی که میگویم کجایی پیراهنش را شمر غارت کرد مادر بر نیزه بود و ناگهان دیدم که سنگی پیشانیِ او را دو قسمت کرد بازار شام و حال و روز ما به بازار عباس را غرق خجالت کرد مادر **********
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.