
متن مداحی
امشب میخوام بازم برات ناز کنم سفره دردامو برات باز کنم میخوام تازه قیامآغاز کنم گفته بودم برمیگردی تو 2 یه یاعلی میگم بازم پا میگیرم با گریه هام خواب از اینا میگیرم میخوام برات یه بزم روضه اینجا میگیرم گفته بودم برمیگردی تو 2 اول بگو به دخترت چرا گلوت شده ریش انگار مثه موهای من سوخته موهات با آتیش حالا باید، با سرت امشب، من بسازم، صبح کنم شب رو من رو امشب، با خودت ببر، یه کمی کم کن، درد زینب رو گفته بودم برمیگردی تو 2 *** میگم میدونم حوصله ت سرنمیآد یه سیلی خوردم که باور نمیآد که دیگه بابا دندونام در نمیآد گفته بودم برمیگردی تو 2 هیچکی به داد من تو صحرا نرسید بابا سه ساله ت بسکه رو خاکا دوید تاولهای پاهام رو خاکا ترکید گفته بودم برمیگردی تو 2 سیاه شده زیر چشام بسکه غذا نخوردم تو بیابون یه نیمه شب داشتم بابا میمردم مثل عقاب، زجر اومد اومد از راه، من رو از موهام، از رو خاک برداشت نفس تنگیام، واسه اینه، که روی سینهام، گاهی پا میگذاشت گفته بودم برمیگردی تو 2 ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.