
متن مداحی
امون از این زمونه امون از دست مردم امون از حرم اتیش امون از دست هیزم فاطمه بین اتیشه فریاد دیگه از جا پا نمیشه ای داد مادرم با بار شیشه افتاد آه فکری به حال مضطرم کن آه فضه کمک مادرم کن بعد آتیش و هیزم حالا ریسمان اوردن جون من پاشو مادر پاشو بابا رو بردن تازه پشت در شکسته پهلوش توی کوچه هم شکستن بازوش یه کاری کردن که رفته از هوش آه دیگه کی موهام ببافه وای دستش همه چی از قلافه آه فکری به حال مضطرم کن آه فضه کمک مادرم کن رفته مسجد میدونم که بی بابا نمیاد نفسش مثل دستش دیگه بالا نمیاد حال مادر خوب نمیشه انگار چی سر زهرا اوردی دیوار بگو با سینش چه کردی مسمار پا توی خونه ما گذاشتن وای اینجا برادرم رو کشتن آه فکری به حال مضطرم کن آه فضه کمک مادرم کن
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.