
متن مداحی
امون از زخم بسترم امون از درد کمرم آخه منم یه مادرم، دیگه خمیدم کبودی بازو بسه خفتن به یک پهلو بسه راه رفتن با زانو بسه دیگه بریدم سربار این خونه شدن بیشتر از این عزابه آی بچه هام کمک کنید که مردنم ثوابه (بارالها، بارالها، عجل وفاتی سریعا)۳ علی که بی عمامه شد تو خونمون هنگامه شد غمنامهی فاطمه شد خسوف یک دست حسین به زیر دست و پا حسن فریاد میزد بابا زینب میگفت فضه بیا که سینه بشکست یکی شده روز و شبم خون میاد از کنج لبم اشک چشای زینبم قلبمو بشکست (بارالها، بارالها، عجل وفاتی سریعا)۳ جدا نمیشه از تنم میگیره خون از بدنم وقتی میچسبه پیرهنم رو زخم تازه نماز بی قنوت من تو اوج در سکوت من لبخند بر تابوت من قصه اش درازه کی دیده هجده ساله ای به پای مرگ بشینه کی دیده با نفس زدن خون بریزه ز سینه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.