
متن مداحی
امیرالمؤمنینم تو را محزون نبینم چنین در کنج حجره مگو خانه نشینم تو فخر عالمینی نبی را نور عینی رسول الله فرمود تویی رُکنی رَکینم چه شد آن اقتدارت ؟حجوم ذوالفقارت؟ چرا مولای مظلوم تو را اینگونه بینم من از جانم گذشتم به خون بر در نوشتم همه هستیم فدایت امیرالمؤمنینم به این بازوی خسته به پهلوی شکسته به داغ دسته دسته ولایت را معینم الا زهرای اطهر تو را جان پیمبر مزن شعله به جانم مده غم بیش از اینم اگرخواهی بماند اذان و نام احمد مرا صبر و سکوت است ره آئینه دینم شِنو صوت اذان را ببین از دین نشان را که من مأمور حفظ همان هستم همینم خدا قوت علی جان تویی مجری قرآن منم تحت ولایت اگر چه دل غمینم خدا را شکر حیدر تو را یاری نمودم خدا را شکر اسوه برای مؤمنینم ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.