
متن مداحی
انگاری ه خواهر پر سوز و آه از تل زینبیه میکنه نگاه صدای گسستن رگ گلو هنوزمیرسه از میون قتلگاه هنوز صدای فریاد خواهرش هنوز صدای بریدن سرش صدای شکستن استخواناش داره میرسه از کنار مادرش ای بی سر ای زخمتی ترین همچون کشتی به گل نشین همراه دست و پا زدن گردن نکوب روی زمین (واویلا حسین مادر نداره)۳ از این غم و غصه میسوزه سینه سرت رو دست ها تنت رو زمینه کمتر بزن دست و پا تو رو خدا مادر داره جون دادنت رو میبینه خودت میدونی که شامیها بدن برا دیدن خواهر تو اومدن اما درد من اینه حسین من پیش رقیه سر تو به نی زدن وای از تن بی کفنت وای از دست و پا زدنت زینب و یه مشت حرامی زینب و سنگهای شامی زینب و اشک و شکوفه زینب و زندان کوفه تو بازار برده ها آوردن و شامی ها رقصیدن و خندیدن ای وای از این غم حسین، حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.