
متن مداحی
انگار همین دیروز فاطمه گل انداخت خونهی علی شونه به شونهی علی اومدی خونهی علی ***** تو بر و بیا میزد فاطمه رو خیلی بی هوا میزد فاطمه رو علی حق داره یه گوشه دق کنه یه غلام سیاه میزد فاطمه رو **** قدم قدم تا دم خونهی زهرا اومدم نرسیده بی هوا لگد زدم صدای نالهی زهرا میون شلوغی گم شد ضربه ای که خورد به پهلو ضربهی دوازدهم شد شبیه پدر بزرگش با طناب دستاشو بستم شبیه مادر بزرگش زد و پهلوشو شکستم موشو گرفت حرمله به زور النگوشو گرفت قوّت چشای کمسوشو گرفت لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین ***** غم همین بس که مغیره به علی میخندد آن غلافی که تو را زد به کمر میبندد پناهو زدن دسته جمعی زن پا به ماهو زدن
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.