
متن مداحی
اهل ایمان که شوق حق دارند اشک از چشم خویش میبارند اشک شوینده گناهان است چشم پر اشک چشمهی جان است اولیا که نیمهشب برخیزند اشک از خشعیت خدا ریزند عاشق از هر دو عین میگرید در عزای حسین میگرید حسین ششمین پیشوای ما ساده که بود همچون مصحف ناطق روای از قول آن امام نوشت مزد این گریه نیست غیر بهشت همچون ابر بار از آن بیداد از آن گریه میکرد حضرت سجاد آب و طفل صغیر اگر میدید ناله میکرد و اشک میبارید روزی آن سید همه احرار راهاش افتد جانب بازار دید مشغول ذبح قصابی گفت دادی به گوسفند آبی گفت با پیشوای خود قصاب ذبح هرگز نکردم بی آب دیدی ابریش شده اغیار شد سیل اشکش از دو چشم او وا شد گفت قصابهای کربلا تشنه کشتن کشتهی ما رو حسین شامیان حیله به صدراً زدند در بَرش ساز و می و چنگ زدند بر فلک داد از این ننگ زدند بر سر و صورت او سنگ زدند حسین دلش را از آتش کین سوزاندن خارجیزاده به راه میخواندن. وای حسین جان وای زینب پسرت را میدید ریزش برگ و برت را تیرها بر جگرت را وای سنگباران سرت را وای زینب از درد به خود میپیچید خصم نمک بر زخم میپاشید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.