
متن مداحی
اهل حرم از غمت، کردند همه سینه چاک افتاد پدر از نفس، افتادی تو روی خاک سخته برا پدر که پیش چشمای تَرش پاشو بکوبه رو زمین صحرا پسرش اما نتونه کاری کنه واسه جگرش نالهت رو تا شنیدم از دل میدون پسرم صدبار از غصه دادم جون پسرم وایِ من افتادی تو خون پسرم علی وای... آتیش به دلم زدند، با قتل تو اکبرم روحم دیگه پرکشید، بعد از تو ز پیکرم تیشه به ریشهی پدر زدن با کشتنت چی سرت اومده اینجوری پاشیده تنت؟ تیکه به تیکه پرت شده تو صحرا بدنت انتقام خیبرو از تو گرفتن بخدا یک لشکر ریخته سر تو بیهوا نقطه به نقطه تنت زخمه بابا علی وای... هیشکی نمیدونه که، داغِ تو با من چه کرد؟ پاشو یه کاری بکن، واسه منِ پیرِمرد پاشو یه کاری کن دارم میفتم از نفس پاشو یه کاری کن دیگه بابا نداره کَس دنیابرای من بدون تو میشه قفس داره میخنده یه لشکر به زمین خوردنِ من نزدیک بود پیش تنت مردنِ من عمّه اومد واسهی بُردن من علی وای... حالا واسه بردنت میدون اومدم ولی باید یه عبا باشه تا جمع کنمت علی سنگینیِ غمت افتاده رو دوشم ببین کنار پیکرت با زانو افتادم زمین میلرزه از غمِ ما دو نفر عرش برین ایکاش میشد که خدا با تو منو هم ببره چشمام تا لحظهی مرگ دیگه تَره زخمِ تو زخمیه که رو جگره علی وای... ***** تو زیبایی نشان دادی ولی بیرحمانه این لشکر نشانم داده است اینجا پرِ طاووس کندن را شده این دشت ای اکبر تجلیگاه اصغرها سرِ هم کردنت بابا چه زجری میدهد من را
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.