
متن مداحی
اوّل نگَهَش کردم، آخر به رَهَش مُردم بَهبَه که چه نیکو شد آغازم و پایانم یک لحظه و یک ساعت، دست از تو نمیدارم زیرا که تویی کارم، زیرا که تویی بارم حسین جانم، ای حسین جانم... آنچنان تنگ شده سینهام از شدّت غم که اگر دست به قلبم بزنی، میمیرم اباعبدالله، یا اباعبدالله... هر که خود داند و خدای خودش که چه دردیست در کجای دلش شوقِ من قاصدِ بیدرد کجا میداند آنقدَر شوق تو دارم که خدا میداند!
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.