
متن مداحی
اول نیفتد بی گمان آخر میافتد دیوار کج همواره راحت تر میافتد هرکس که زهرا را کند آزرده خاطر روز جزا از چشم پیغمبر میافتد معلوم بود از اولش در کفو زهرا قرعه به نام ساقی کوثر میافتد پشتش به این إنسیه ی حوریه گرم است شیرخدا وقتی به دردسر میافتد از برکت سربند یازهراست قطعا با یک اشاره گر در خیبر میافتد رمز گشایش در قنوت سبز زهراست هرجا گره در کار هر نوکر میافتد بالا و بالا میرود، تا آن سوی عرش هرکس به پای فضه و قنبر میافتد بی شک هر آن که شیعه باشد کار و بارش فردا به دست بانوی محشر میافتد من مطمئنم نطفه اش اشکال دارد هرکس که با این خانواده در میافتد جان علی با فاطمه پیوند خورده زهرا بیفتد بی گمان حیدر میافتد حداقل ای کاش نامحرم نباشد جایی که زن در محضر شوهر میافتد از شانه ی دیوار میگیرد نیفتد با سیلی بعدی ولی دیگر میافتد تنها نه یک دفعه که نزدیک سه ماه است در پیش چشم بچه ها مادر میافتد خیلی تقلا میکند برخیزد از جا پا میشود اما روی بستر میافتد مانند خانم سینه اش میسوزد اقا هربار که چشمش به میخ در میافتد در زیر لب میخواند از داغ شبیرش با اینکه هر لحظه تب شبر میافتد ای کاش سمت کربلا دیگر نیاید آنجا که بر حنجر رد خنجر میافتد مادر میافتد در میان کوچه امروز فردا میان کوچه ها دختر میافتد نسل همانکه آمد و غصب فدک کرد فردا به فکر غارت معجر میافتد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.