
متن مداحی
اومدی اما حالا دیگه دارم میفتم از پا تمومه کاره من ای بابا ببین شدم شبیه زهرا سنی ندارم اما ببین سفیده گیسوی من کبوده دست و بازوی من لگد زدن به پهلوی من ای بابا 4 ******** توی خرابه امشب هلاله غم دمیده بابا سرتو کی بریده بابا موهاتو کی کشیده بابا کرب و بلا تا اینجا باید هزار دفعه میمُردم بابا تا اسمتو میگفتم از این و اون کتک میخوردم وای من از شهره شام لباس پارمو میدیدن به حال و روز من خندیدن عروسک منو دزدیدن خواب میبینم هر شب من تو مجلسه یزیدم بابا چه حرفایی شنیدم بابا دیگه نگم چی دیدم بابا ای بابا 4 ******** حرفا زیاده اما یکیشو من بگم شرمنده اونی که دستمو میبنده منو میزد برای خنده اون شبی که زجر اومد تو گوش من هنوز حرفاشه رو صورتم جای دستاشه به چادرم جای پاهاشه ای بابا 4 ********
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.