
متن مداحی
اون زینبی که غریبیتو دیده تو یک نصف روز از زمونه بریدم تو میدونی داداش که من چی کشیدم چجوری به دور حرم میدویدم تمام امیدم یهو نااُمید شد که باد مخالف وزید و شدید شد تو گرد و غبارا تنت ناپدید شد موهامو میبینی همونجا سفید شد که دیدم به دورت عدو حلقه بسته یکیشون با چکمه رو سینت نشسته دیدم قاتلت رو که خنجر به دسته صدام میزدی با دهان شکسته زینب برو حرم اینا رحمی ندارن جلو نَیا تو رو خدا رحمی ندارن تو و قتلگاهی که دیدم سر آخر چی اومد سَرِ تو، تو قلب یه لشکر تو و شیب تندی که افتادی با سر تو و تیغ کندی که دیدم رو حنجر همون روضهای که گلوتو بریدن با سَرنیزههاشون تورو میکِشیدن من و مادرت رو گمونم ندیدن که با مرکباشون به روت میدویدن ای کشتهی مقطع الأعضاء حسینم ای پیکر پاشیدهی صحرا حسینم چی از تو گذاشتن به جز تِکه جامت یه تیکه عبا و یه تیکه عَمامت همون تیکه پیرهن همیشه باهامه گاهی روی سینم، گاهی رو چشامه واسه زخم سینم همین التیامه اگه سخته واست نمیدم ادامه تحمل کن اینو که حرفم تمامه میخوام غیرتی شی آخه حرف شامه صدای رقیهست که تو ازدحامه داره میگه آی زجر بزن از خدامه بگم از سنان که مُغیره مرامه یزیدی که فکر یه بزم حرامه سالارِ زینب من فقط دارم سؤالی زینب کجا بَزم یه عده لااُبالی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.