
متن مداحی
او که بر مرد و زن عالم خلقت بانوست کار را داشت همانند عباداتش دوست گَه گل انداخته در سجده رُخ چون ماهش گَه بُود دست به گهوارهی ثاراللهش ******* چشمامو خون گرفته و گوهر به پات میریزم یه بار دیگه سلاممو جواب بده عزیزم وای، حرفی بزن که دیره وای، علی داره میمیره آواره دنیا رو سرم، خونه خرابه حیدر ببین نشسته دخترم هنوز کنار بستر وای، پروانهها خاکسترن وای، شمع عزای مادرن تو روزگار بیکسی همه کسم تو بودی دیدم آتیشت میزنن چه آتیشی چه دودی وای، روز علی سیاهه وای، فاطمه بیگناهه یاسم مثل بنفشه شد از ضرب تازیانه چهل نفر فاطمه رو زدن به هر بهانه وای، سیلی و روی زهرا وای، آتیش و موی زهرا میخوای که آب رو پیکرش با دل خون بریزی اَسما کجا بودی رو در، آب روون بریزی وای، زهرای مهربونم وای، درد و بلات به جونم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.