
متن مداحی
اگر این است تاثیر شنیدن شنیدن کی بود مانند دیدن **** بین گودال سرت رفت و تنت جامانده تن بی پیرهنت در دل صحرا مانده سهم من بوسهای از زیر گلویت بود و چقدر تیر به جای گل لبها مانده **** منم زینبی که غریبیتو دیدم توی نصف روز از زمونه بریدم تو میدونی داداش که چی میکشیدم یجوری دور حرم میدویدم تموم امیدم یهو ناامید شد که باد مخالف وزید و شدید شد تو گرد و غبارا تنت ناپدید شد موهامو میبینی یه روزه سفید شد که دیدم به دورت عدو حلقه بسته یکیشون با چکمه رو سینهات نشسته دیدم قاتلت رو که خنجر به دسته صدا میزدی با دهان شکسته هنوزم میتونم بگم روبهروتم میدونی هنوزم به فکر گلوتم من آتشفشانم من کوه سکوتم خودم گریه دارم خودم روضه خونم همون روضهای که گلوتو بریدن با سرنیزههاشون تو رو میکشیدن من و مادرت رو گمونم ندیدن که با مرکباشون به روت میدویدن چی از تو گذاشتن به جز تکه جامه یه تکه عبا و یه تکه عمامه همون تکه پیرهن همیشه باهامه گاهی روی سینم گاهی رو چشامه واسه زخم سینم همش التیامه اگه سخته واست نمیدم ادامه تحمل کن اینو که حرفم تمامه آخه حرف شامه صدای رقیه است که تو ازدحامه داره میگه آی زجر بزن از خدامه بگم از سنان که مغیره مرامه یزیدی که فکر یه بزم حرامه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.