
متن مداحی
اگر بال و پرم بخشند بی زهرا نمی خواهم وگر جان و سرم بخشند بی زهرا نمی خواهم اگر روز قیامت از عطش جانم به لب آید شراب کوثرم بخشند بی زهرا نمی خواهم اگر آب بقا ریزند بی حیدر نمی نوشم وگر چشم ترم بخشند بی زهرا نمی خواهم اگر سلمان شوم بی مهر زهرا تا مسلمانم خلوص بوذرم بخشند بی زهرا نمی خواهم اگر چون نخل خشکی باشم و از روضه رضوان همه برگ و برم بخشند بی زهرا نمی خواهم اگر با دست جبریل امین پروانه جنت به صبح محشرم بخشند بی زهرا نمی خواهم اگر بر مسند شاهی به بام اشک بنشینم هزاران کشورم بخشند بی زهرا نمی خواهم اگر از کثرت اشک سحر در خلوت شبها دو دریا گوهرم بخشند بی زهرا نمی خواهم اگر دائم بمیرم وز نفس های مسیحایی روان بر پیکرم بخشند بی زهرا نمی خواهم اینجا که عطراگین به بوی مشک و عود است این خانه گویا خانه یاس کبود است روزی دو مرغ عشق اینجا لانه کردند لیلی و مجنون را به خود دیوانه کردند هم جان هم بودند و هم جانانه هم هم شمع هم بودند و هم پروانه هم امید او بود این چراغ خانه او گل بود زهرا و علی پروانه او اما زمانه سبزی گلشن سر آمد این گلشن سر سبز در خاکستر آمد گلچین در اینجا شعله ها افروخت افروخت در شعله اتش گل و پروانه می سوخت پروانه را با بال های بسته بردند از ترس اینجا غنچه ها صد بار مردند گل نیمه جان و غنچه بی جان هر دو بر خاک اینجا دل پروانه شد صد بار صد چاک
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.