
متن مداحی
اگر بینم تنی عریان به خاک افتاده میسوزم و گر در بند نی بینم سر آزاده میسوزم نمیدانم که سرگرم کدامین داغ دل باشم چنان پروانهای در چلچلراغ افتاده میسوزم کدامین داغ را گویم پدر، مادر ، برادرها من آن شمعم کزان روزی که مادر زاده میسوزم برادر تا سرت بر نیزه هر دم پیش چشمم هست به آتش نیست حاجت با نگاهی ساده میسوزم سر عباس حتی روی نی قوت قلب است سر اصغر ولی بر نی نوا سر داده میسوزم به قصد بوسه بر زیر گلویت سجده آوردم چو رگهای تو مهرم شد سر سجاده میسوزم گذشت گذشت گذشت گذشت گذشت آن روزهایی که زن پرده نشین بودم کنون حال مرا بنگر به بزم باده میسوزم حسین جانم حسین
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.