
متن مداحی
اگر داغ هجرت به جان مانده باشد بعید است جانی جوان مانده باشد در آن دل که از فیض یادت بهاری ست نباید که دیگر خزان مانده باشد تو باید بخواهی بیایی بتابی که خورشید در آسمان مانده باشد چگونه نباشی ولی زنده باشم چگونه به تن بی تو جان مانده باشد من آن طفل مردود نامه سیاهم که هر بار در امتحان مانده باشم به لطف تو امیدوارم برایم برای تلافی زمان مانده باشد سر سفره ی اشکت ای کاش امشب برایم کمی آب و نان مانده باشد شب روضه ی زینب است و بعید است برای زبانم توان مانده باشد تو خود باید از عمه جانت بخوانی در این روضه هر روضه خوان مانده باشد ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.