
متن مداحی
اگر کشتند چرا آبت ندادند چرا زان آب نایابت ندادند اگر کشتند چرا خاکت نکردند کفن بر جسم صد چاکت نکردند برادر جان سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری چرا عمامهای بر سر نداری بمیرم من مگر خواهر نداری (امون ای دل ای دل ای دل ای دل، وای بسوز ای دل ای دل ای دل ای دل، وای) خودم دیدم که قاتل پنجه انداخت به آن مویی که زهرا کرده شانه خودم دیدم که در مقتل کشیدن به سیلی ناز طفل نازِ نازدانه سه غم اومد جونُم هر سه یک بار غریبی و اسیری و غم یار غریبی و اسیری چاره داره غم یارم غم یارم غم یارم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.