
متن مداحی
اگر که با غم عشق تو اشنا بودیم از اشک و اه کجا لحظه ای جدا بودیم در این هیاهوی بازار های بی یوسف تو امدی سر بازار و ما کجا بودیم در اوج درد دوا خواستی و زخم شدیم در اوج فتنه عمل خواستی و صدا بودیم زدیم بوسه به پای تو قبل بودنمان هنوز جسم نبودیم خاک پا بودیم به اخرین شب جمعه رسیده ایم امسال به اتفاق تو ای کاش کربلا بودیم به اتفاق تو ای کاش مثل امشب را کنار ساقی بی دست کربلا بودیم توسل به عمویت ز غم رهامان کرد هر ان زمان که گرفتار غصه ها بودیم حالم و از خاک رو سرم بخون غربت و از چشای ترم بخون قبل رفتنت ولی فاتحه رو برا گوشواره دخترم بخون ای امیر علقمه علم بکوب پیش چشمای همه علم بکوب دستات و برات اوردم بیا و پیش پای فاطمه علم بکوب ای همه سپاه من جونم فدات من و باز ببر زیر چتر نگات علم افتاده خوب خودت پاشو که هزار تا علمه قد و بالات داغ تو من و ز پا در میاره اشکام و رنگ حنا در میاره هر کس دق دلی داره نباشی سر دخترم یه جا در میاره تو نباشی اخر دنیا میشه بعد تو چشای من دریا میشه اگه هر چی کوهه پشت من باشه تو نباشی به خدا باز تا میشه تو بری غرور من پا میخوره خیمه های سیلی اعدا میخوره پاشو نگذار اینا هلهه کنن اخه زانو هام اره تا میخوره دریا میسوزه با افسوس حسین دوباره دستات و میبوسه حسین پاشو نگذار که بیفته تو حرم چشمای هرزه به ناموس حسین لا اقل میذاشتی تو رو حرم بیارم تنت و کنار تن علی بذارم حالا که تو رفتی رقیه با کعب نیزه ناز میشه همینا که دارن میخندن پاشون به خیمه باز میشه بی علمدار شدم بی کس و کار شدم اه از این غم غریبی مردی از بلندی بدون دست بیفته خواهرش بعید نیست ببینه پس بیفته تو رو جون زینب عزیزم انقدر نکش پات و زمین یه کمی اروم باش با زهرا حتما میاد ام بنین پیش چشمای من دیگه بال بال نزن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.