
متن مداحی
اگر که عمر زیادم دهد خدای حسین هزار سال بسوزم فقط برای حسین حسینیام به دو عالم چهکار دارم من گذشتهام زِ دو عالم به اتکای حسین براش سینه زدم سینهام حسینیه شد نوشته روی دلم مجلس عزای حسین همیشه مادر دلخستهام به من میگفت: مباد خرده بگیری به روضههای حسین هنوز فاطمه در عرش روضه میخواند تنور خانهی خولی نبود جای حسین دیدهام بر نِی نوا افتاد دلواپس شدم بارها از ناقه تا افتاد دلواپس شدم نام این صحرا حسین، با قلب زینب آشناست خاک سرخ این بیابان بوی کوچه میدهد گوئیا مادر زِ پا افتاد دلواپس شدم تا عمود خیمه جا افتاد دلواپس شدم این دلم از کودکی بر گیسویت حساس بود باد در موی شما افتاد دلواپس شدم یادشبهخیر موی تو را شانه میزدم افتاده دست شمر چرا خاطرات من حنجر تو معجرِ من، هر دو پاره میشود حرف بین ما دو افتاد دلواپس شدم حنجرت را بازی دستان این و آن نکن چشم من بر نیزهها افتاد دلواپس شدم حرمله زانو زده، ای وای بیچاره رباب صحبت ششماهه تا افتاد دلواپس شدم دردِ گوش پاره کمتر از شکاف نیزه نیست دیدهام بر بچهها افتاد دلواپس شدم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.