
متن مداحی
اگرچه پیچ و خم روزگار بگذارد اگرچه سختی این انتظار بگذارد هنوز هست سری تا که دستهایش را به دست خاک قدمهای یار بگذارد خدا نصیب من بی قرار چشمی کن که روی خویش به پای نگار بگذارد گر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم بگذار که من چشم به پایت بگذارم (حیف از تو عزیزی که منت یار بخوانم لیکن چه کنم جز تو کسی یار ندارم آقای منی یابن زهرا مولای منی یابن زهرا من عبد توام یابن زهرا در بند توام یابن زهرا) مرا به حکم دل امکان ندارد این خورشید میان ظلمت شبهای تار بگذارد به من نمیرسد آن غمزهای که وقتش را کنار یک دل شب زندهدار بگذارد (به خوبا سر میزنی مگه بدا دل ندارن) اگر که خلق رهایم کنند حرفی نیست مرا خدا نکند او کنار بگذارد برای گریه به وضع خرابههای بقیع میان مجلس روضه قرار بگذارد خداکند که بیاید اگرچه بعد از ما برای فاطمه سنگ مزار بگذارد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.