
متن مداحی
اینجا کجاست داداش جونم که بوی غربت میباره انگاری که این سرزمین برا ما برکت نداره غاضِریه یا کربلا، منطقهی درد منه از دور نگاه کن و ببین نیزههاشون برق میزنه اینجا محلّ قَحطی آبه دلم به فکر طفل ربابه بیا و برگرد حسین... داداش حسین از موقعی که اودم به این دیار حس میکنم که میبینم اون دورا چندتا نیزهدار یه عالمه دلواپسی کنار قلب زینبه گویا که دارم میبینم یه دونه چوب روی لبت این دور و بَر زجر میزنه پَرسه رقیه جونت خیلی میترسه بیا و برگرد حسین... بزرگترای این بلاد حیله و نیرنگ میکنن بچههای کوچیکشون دامن پر از سنگ میکنن خیمهها رو به پا نکن، نذار بشه بلای جون یهجوری تا دیری نشده بیا بریم به شهرمون صدا میاد از یه قلب پر درد انگاری مادر هم میگه برگرد هرکسی که داره میاد تو پنجههاش، یه خنجره انگار فقط نیّتشون فقط بُریدن سره از کوفه دارن میرسن با تیغ و خنجر رو به روت میخوان زمینو آب بدن با قطرهی خون گلوت صدا میاد از یه قلب پر درد انگاری مادر هم میگه برگرد بیا و برگرد حسین... تا به دشت ماریه زینب رسید اشک از چشمان پر دردش چکید گفت رنگ درد دارد این تُراب سخت افتاده دلم در اضطراب ای برادر ای نگار مَهجَبین بوی هجران میدهد این سرزمین گرچه آنان میهمانت کردهاند ای برادر قصد جانت کردهاند کارشان جزخدعه و نیرنگ نیست میزبانیشان به غیر از سنگ نیست هست در لشکر سَنان و حرمله همرَه آوردن تیر و سلسله دشت و صحرا پر ز گرگ است یا حسین دست دشمنها بزرگ لست یا حسین گوش کن حرف مرا بر دل مگیر اصغر تو شیر میخواهد نه تیر ترس دارم هستیم گردد حراج دخترت دارد به بابا احتیاج بهر طفلانت سراب آوردهاند وای زنجیر و طناب آوردهاند این دَدان سوگند ناحق میخورند رسم دارند از قَفا سر میبُرند این سیهکاران ز نسل آتشند گوشوار از گوش طفلت میکشند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.