
متن مداحی
اینجا که زخم از در هر خانه می زنند اینجا که بند بر پر پروانه می زنند با گوشواره های خودم ناز می کنند این دختران که سنگ به ویرانه می زنند اینجا بهانه ها خودشان جور می شوند کافی است زیر لب پدرت را صدا کنی کافی است یک دوبار بگویی گرسنه ای یا ناله ای به خاطر زنجیر پا کنی اصلا نه بی بهانه زدن عادت همه است حرف گرسنگی نزدم باز هم زدند دیدم که برلبان تو می خورد پشت هم چوب تری که قبل لبت بر سرم زدند آنقدر پیش طفل تو خیرات داده اند نان های خشک خانه ی شان هم تمام شد امروز هم به نیت تفریح آمدند عمه کجاست چادر من، ازدحام شد از آن شبی که زجر مرا دست عمه داد لکنت زبان من نه مداوا نمی شود
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.