
متن مداحی
این اولین باریه که دارم میخندم آروم آروم میخوام که چشمامو ببندم خبر رسید بابا داره میاد به خونم خوابشو دیدم اینجا منتظر نشستم نیستی و خاطرات تو افتاده به جونم فکر نکنم تا فردا صبح زنده بمونم میخوام برات گریه کنم ولی میدونم حرمله میخواد زجر و بندازه به جونم میزنه باز تو گوشم من آخه رو به روشم غش اگه کردم عمه خودت بیار به هوشم *** مهمون داره برام میاد کنج خرابه تو خواب بهم میگفت بذار رباب بخوابه روم نمیشه ببینمش حالا که دیگه شیرخواره ای نداره و لالا نمیگه این زن و بچه شب و روز غصه میخوردن نمیدونی ما رو کجا که نبردن ماها که سایمون و آفتاب ندیده خودت بگو جای ما مجلس یزیده بزم شراب شهر شام عمه رو پیر کرد خواهر من بین حرومزاده ها گیر کرد برده فروشا دختراتو بد میبینن محله ی یهودیا بدتر از اینن گفتم که موهامو نکش مویی نمونده لگد به من نزن که پهلویی نمونده *** از شهر شام بدم میاد بزم حرام میاد از ازدحام بدم میاد به عصمت سکینه از بزم حرام بدم میاد من از طناب بدم میاد از اضطراب بدم میاد از خنده های حرمله جلو رباب بدم میاد فکر نکنم خوب بشه این کبودیا چقد بدم میاد من از محله ی یهودیا *** پس کی میرسی هی تا دم در میرم کی میرسی خیلی بابا دلگیرم کی میرسی دیگه دارم میمیرم بابایی آروم آروم از طبق بیا کنارم سر رو سرت بذارم حرفا برا تو دارم چن شبه بابا یه ذره نون نخوردم اسمتو که میبردم همش کتک میخوردم آه دیگه دست خودم کلافم زحمتو باید کم کنم اضافم دختر خوش قیافه بودم حالا هیچکی خوشش نمیاد از قیافم دیگه بابا خسته شدم به اون خدا خسته شدم دلم بغل میخواد که از آبله ها خسته شدم باز برو قربون صدقم از ناسزا خسته شدم ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.