
متن مداحی
این روزا تو کوفه، حرف جنگه آقا حرفاشون دروغه، مسلم مونده تنها برگردون ربابو، حرف قحط آبه کوفه جای زن نیست، هر لحظهش عذابه داری میای با زن و بچه به سمت این دیار غمبار نقشه کشیدن توی کوفه برای کشتن علمدار کوفه نداره وفا کوفه نداره حیا رفته سرم روی دار جون رقیه نیا حسین مَیا به کوفه... اهل کوفه با هم نقشه دارن اینجا خیلی از تو کینه دارن نیزهدارا میترسم که زینب داغت رو ببینه میترسم سرت روی نیزه بشینه میبینم اون روزو حسین جان تو چنگ این و اون میافتی هلهله میکنن به دورت تو قتلگاهِ خون میافتی روبهروی خواهرت هِی میریزن رو سرت میشه قیامت سرِ غنیمتِ پیکرت **** مگه روزه بودی توی گودال؟ عطشان کشتنت ارباب نگران خیمهها بودی مضطر کشتنت ارباب **** تشنه موندی که چشات تاره؟ قتلگاهه یا که نِیزاره؟ **** زیر دست و پا نمیرفتی دست و پامو گم نمیکردم چه کنم با غم تو داداش اگه سمت خیمه برگردم **** همه منتظرن، مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دست قاتل اگه به سرش برسه آخ خدا به داد موی دخترش برسه حسین آقاجان...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.