
متن مداحی
این صحنهها را پیش از این یک بار دیدم من هرچه میبینم به خواب انگار دیدم شکر خدا اکنون درون تشت هستی بر روی نی بودی تو را هربار دیدم بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش من مثل زهرا مادرت آزار دیدم یک لحظه یادم رفت اسم من رقیّه است سیلی که خوردم عمّه را هم تار دیدم احساس کردم صورتم آتش گرفته خود را میان یک در و دیوار دیدم مجموع درد خارها بر من اثر کرد من زیر پایم زخم یک مسمار دیدم سوغات مکّه توی گوشم بود بردند کوفه همان را داخل بازار دیدم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.