
متن مداحی
این قدر بین رفتن و ماندن، نمان، بمان پیرم مکن ز بار غمت ای جوان، بمان خورشید من به جانب مغرب روان مشو قدری دگر به خاطرم ای آسمان بمان مهمان نه بهار علی، پا مکش ز باغ نیلوفر امانتی باغبان بمان ای دلشکسته، آه تو ما را شکسته است ای پرشکسته، پرمکش از آشیان، بمان دیگر محل کسی به سلامم نمی دهد ای هم نشین این دل بی همزبان بمان راضی مشو دگر به زمین خوردنم مرو بازی نکن تو با دل این پهلوان، بمان روی مرا اگر به زمین می زنی بزن اما بیا به خاطر این کودکان، بمان سجاده ی تو، مهر تو، تسبیح ذکر تو تکرار می کنند که بانو، بمان، بمان در کار خیر هیچ حاجت استخاره نیست این قدر بین رفتن و ماندن نمان، بمان
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.